سرود باران

واژگانم را که دزدید در این شهر شلوغ؟

من بیگانه در این دیر صدایم به چه ماند که همه فرمودند:

رو به دریا کن و فریاد بزن

تا که شاید سخنت، برود در دل موج

بتواند به دل رهگذری بر ساحل، آرام آرام نشیند

و همان رهگذر دل خسته

به نوای سخنت شاد شود!

برود بر بامی، بزند فریادش

مردم شهر همان رهگذر دل خسته

بنویسند که مردی سخنی در دل داشت

گفت با موج بلند و بفرستاد به دریای عمیق

و در اینجا سخنش از دل دریا

که عمیق است ولیکن، نه به اندازه ی گوش مردم

که تو فریاد زدی و نشنیدند سخنت

بر دل مردم ما همچنان نم نم باران

که زالطاف حضورش همگی شاد شوند

می نشیند و همه ذکر به لب می خوانند:

از کجا می آیی ای سرود باران

 

 

/ 36 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

سلام مهدی جان خوشحالم که از وبلاگم خوشت اومد خوشحال میشم لینکم کنی

الهه

سلام.آقامهدی! متشکرم از حضورتون با کمال افتخار دو آدرس شما لینک شد. [گل]

پرواز

سلام آیا دیگر رهگذر دل خسته ای پیدا می شود؟؟!!!![گریه] با این هدفمندسازی یارانه ها همه حواسشون به جیبشون جمع شده..[عینک] کم کم سر جیبشون تار عنکبوت می بنده[نیشخند]

ماهك

واژگانم رو كه دزديدن خيلي قشنگ نوشتي افرين

شیفته

[گل]

زری ناز

دروود و سپاس از توجهتون به وبلاگم.

سوژا

سلام خوبي؟ دير به دير مياپي؟[گل][گل]

گل گلی

عالی بود حیف این استعداد نیست که ادامه نمیدید؟